سراج

إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

سراج

إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

_______________________________
منم و
این صنم و
عاشقی و
باقی عمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر . . .
_______________________________

نوا
تبلیغات
واجب فراموش شده...!
خدای متعال در زبان این تأثیر را قرار داده است، در امر و نهی این اثر را قرار داده است، ما چرا این حکم الهی را درک نمی کنیم و حاضر نیستیم از این ابزار الهی استفاده کنیم؟ عمل کنید تا ببینید می شود یا نمی شود. حرف بزنید، بگویید، یک کلمه، بیشتر هم نمی خواهد. لازم نیست سخنرانی بکنید، کسی را که می بینید خلافی مرتکب می شود، دروغی را، غیبتی را، تهمتی را، کینه ورزی نسبت به برادر مؤمن را، بی اعتنایی به محرمات دین را، بی اعتنایی به مقررات را، اهانت به پذیرفت های ایمانی مردم را، پوشش نامناسب را، هر کدام از این کارها را کسی انجام داد، یک کلمه، لازم نیست با خشم باشد، یک کلمه آسان بگویید: این کار شما خلاف است، نکنید. شما بگویید، دیگری بگوید گناه در جامعه خشک می شود، تأثیر امر و نهی زبانی -اگر انجام گیرد- از تأثیر مشت پولادین حکومت ها بیشتر است..

پیام های کوتاه
پیوندها

۱۹ مطلب با موضوع «نورالعین :: امام حسین(ع)» ثبت شده است

مسلم دلش رو تو مشت حسین گذاشت و رفت . . . !

دوشنبه, ۷ دی ۱۳۹۴، ۰۷:۱۹ ب.ظ

امثال که نشد برم خیلی حالم بد شد . . .

تو مایه های خداحافط رفیق که می گفت: دیگه آسمونی نداره این شهر . . .

اصلا حال غریبی داشت موندن توی شهر وقتی حس تنهایی داری و برخی خاطرات . . .

این عکس رو گوشه خیابون بودم گرفتم نزدیک بود شهید شیم با موتور سه چرخ قدیمی!


پ.ن: خوب شد ما رفتیم کربلا و عکس گرفتیم، از وبلاگ ها و سایت های خبری گرفته تا سایت های حوزه IT عکس هایی روکه گرفته بودیم زدن تو سایتشون! کلی هم ژست روشن فکری دارن به موقعش زمان بحث راجع به کپی رایت! ما هم از اونجایی که کلی حمارمون(همون خر خودمون!) برو داشت و کلی هم پارتی و آشنا دیگه کاری از دستمون برنمیومد جز حلال کردن!

پ.ن: خدا دلمون رو تو مشت حسین بذاره صلوات . . . ان شا الله . . .

پ.ن: اعیاد بر همه ی مسلمانان جهان مبارک

  • انتظار

بخاطر فقر و پیری دیگر به زیارت کربلا نمیرفت، شبی در رؤیا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را دید که به او فرمود: هرشب به بام خانه ات برو و با انگشت به سمت کربلا اشاره کن و بگو:

«السلام علیک و علی جدّک و أبیک، و السلام علیک و علی أمّک و أخیک، و السلام علیک و علی الأئمة مِن بنیک»

[ گنجینه رؤیا، تالیف علامه شوشتری، ص۱۸۳؛ به نقل از عطرملکوت (دفترچهارم)، ص۵۶ ]

  • انتظار

حضرت عباس علیه السلام هم در مکه بعد از خطبه سیدالشهدا علیهما السلام خطبه بر بام کعبه خوانده اند بر آن شدم که محتوای آن خطبه زیبا و مقتدارنه را در این وبلاگ درج کنم . . . حضرت عباس علیه السلام دید که مسلمانان اصلا متوجه حرف ها و خطبه سیدالشهدا علیه السلام نشدند و حضرت بر بام کعبه رفتند و مسئله را باز کردند این در حالی بود که مامورین یزید مسلح با لباس احرام دور خانه خدا می چرخیدند و آماده ترور حضرت ماه بودند.

بنام خداوند بخشنده مهربان

سپاس خدای را که بیت الله را با قدوم پدرش(منظور امام حسین (علیه السلام) است) مشرف کرد؛ کسی که دیروز بیت بود،[امروز] قبله گردید.

ای ناسپاسان گناهکار آیا راه بیت را بر امام نیکوکاران می بندید؟ چه کسی سزاوارتر به این بیت است از دیگر موجودات؟ و چه کسی نزدیکترین به این خانه است؟ و اگر حکمت های خداوند بلند مرتبه نبود و اسرار بالا و امتحانات موجودات نبود، همانا بیت به سوی ایشان [ امام حسین (علیه السلام)] پرواز می کرد؛ قبل از اینکه مردم حجر را لمس کنند، حجر دستانش [ امام حسین (علیه السلام)] را استلام می کند و اگر خواست مولای من خواست خداوند رحمن نبود هر آینه بر سر شما مانند بازِ شکاری که بر گنجشکان فرود می آید نازل می شدم.
(خطاب به آن افراد مسلح می فرمایند)

آیا قومی را که مرگ را در کودکی به بازی می گرفتند می ترسانید، در حالی که الان در مردانگی قرار دارند. همه جانم فدای آقا و مولای همه موجودات که برتر از حیوانات [هستند].

هیهات بنگرید سزاوار است از چه کسی پیروی کنید، به کسی که شراب می نوشد یا کسی که صاحب حوض و کوثر است؛ کسی که در خانه وحی و قرآن است [مراد امام حسین(علیه السلام)است] یا کسی که در بیتش اسباب لهو و نجاست است [مراد یزید ملعون است]؛ و یا کسی که در خانه اش نزول آیات [نشانه ها] و [آیه] تطهیر است.

شما در غلطی واقع شدید که قریش واقع شدند. چرا که اراده قتل پیامبر(صلی الله علیه و آله) را کردند و شما اراده قتل پسر دختر پیامبرتان را و [این حیله] برای ایشان تا وقتی امیرالمؤمنین(علیه السلام) زنده بود ممکن نشد.(منظور کشتن رسول الله ص) پس چگونه ممکن است کشتن ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) تا وقتی که من زنده ام؟

بیایید تا به راهش [راه کشتن امام حسین(علیه السلام)] آگاهتان کنم؛ پس مبادرت به کشتن من کنید، و گردنم را بزنید تا به مقصودتان برسید. خدا شما را به مقصودتان نرساند و عمرتان و فرزندانتان را کوتاه کند و لعنت خدا بر شما و پدرانتان [که قصد کشتن پیامبر (ص)را داشتند ] باد.

  • انتظار

نیایش امام سجاد علیه السلام در کارهای مهم . . .

يكشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۳۴ ق.ظ

متن و ترجمه دعای هفتم:

وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ إِذَا عَرَضَتْ لَهُ مُهِمَّةٌ أَوْ نَزَلَتْ بِهِ، مُلِمَّةٌ وَ عِنْدَ الْکَرْبِ:

یَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَکَارِهِ، وَ یَا مَنْ یَفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ، وَ یَا مَنْ یُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ. ذَلَّتْ لِقُدْرَتِکَ الصِّعَابُ، وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِکَ الْأَسْبَابُ، وَ جَرَى بِقُدرَتِکَ الْقَضَاءُ، وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِکَ الْأَشْیَاءُ. فَهِیَ بِمَشِیَّتِکَ دُونَ قَوْلِکَ مُؤْتَمِرَةٌ، وَ بِإِرَادَتِکَ دُونَ نَهْیِکَ مُنْزَجِرَةٌ. أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِی الْمُلِمَّاتِ، لَا یَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلَّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا یَنْکَشِفُ مِنْهَا إِلَّا مَا کَشَفْتَ وَ قَدْ نَزَلَ بِی یَا رَبِّ مَا قَدْ تَکَأَّدَنِی ثِقْلُهُ، وَ أَلَمَّ بِی مَا قَدْ بَهَظَنِی حَمْلُهُ. وَ بِقُدْرَتِکَ أَوْرَدْتَهُ عَلَیَّ وَ بِسُلْطَانِکَ وَجَّهْتَهُ إِلَیَّ. فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ، وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ، وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، وَ لَا مُیَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ، وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ. فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ افْتَحْ لِی یَا رَبِّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِکَ، وَ اکْسِرْ عَنِّی سُلْطَانَ الْهَمِّ بِحَوْلِکَ، وَ أَنِلْنِی حُسْنَ النَّظَرِ فِیمَا شَکَوْتُ، وَ أَذِقْنِی حَلَاوَةَ الصُّنْعِ فِیمَا سَأَلْتُ، وَ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنِیئاً، وَ اجْعَلْ لِی مِنْ عِنْدِکَ مَخْرَجاً وَحِیّاً. وَ لَا تَشْغَلْنِی بِالِاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِکَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنَّتِکَ. فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِی یَا رَبِّ ذَرْعاً، وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَیَّ هَمّاً، وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى کَشْفِ مَا مُنِیتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِیهِ، فَافْعَلْ بِی ذَلِکَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْکَ، یَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِیمِ.

نیایش آن حضرت در کارهای مهم

ای آنکه گرهِ کارهای فرو بسته به سر انگشت تو گشوده می‌شود، و ای آن که سختیِ دشواری‌ها با تو آسان می‌گردد، و ای آن که راه گریز به سوی رهایی و آسودگی را از تو باید خواست.

سختی‌ها به قدرت تو به نرمی گرایند و به لطف تو اسباب کارها فراهم آیند. فرمانِ الاهی به نیروی تو به انجام رسد، و چیزها، به اراده‌ی تو موجود شوند،
و خواستِ تو را، بی آن که بگویی، فرمان برند، و از آنچه خواستِ تو نیست، بی آن که بگویی، رو بگردانند.

تویی آن که در کارهای مهم بخوانندش، و در ناگواری‌ها بدو پناه برند. هیچ بلایی از ما برنگردد مگر تو آن بلا را بگردانی، و هیچ اندوهی بر طرف نشود مگر تو آن را از دل برانی.
ای پروردگار من، اینک بلایی بر سرم فرود آمده که سنگینی‌اش مرا به زانو درآورده است، و به دردی گرفتار آمده‌ام که با آن مدارا نتوانم کرد.

این همه را تو به نیروی خویش بر من وارد آورده‌ای و به سوی من روان کرده‌ای.

آنچه تو بر من وارد آورده‌ای، هیچ کس باز نَبَرد، و آنچه تو به سوی من روان کرده‌ای، هیچ کس برنگرداند. دری را که تو بسته باشی. کَس نگشاید، و دری را که تو گشوده باشی، کَس نتواند بست. آن کار را که تو دشوار کنی، هیچ کس آسان نکند، و آن کس را که تو خوار گردانی، کسی مدد نرساند.

پس بر محمد و خاندانش درود فرست. ای پروردگار من، به احسانِ خویش دَرِ آسایش به روی من بگشا، و به نیروی خود، سختیِ اندوهم را درهم شکن، و در آنچه زبان شکایت بدان گشوده‌ام، به نیکی بنگر، و مرا در آنچه از تو خواسته‌ام، شیرینیِ استجابت بچشان، و از پیشِ خود، رحمت و گشایشی دلخواه به من ده، و راه بیرون شدن از این گرفتاری را پیش پایم نِه.
و مرا به سبب گرفتاری، از انجام دادنِ واجبات و پیروی آیین خود بازمدار.

ای پروردگارِ من، از آنچه بر سرم آمده، دلتنگ و بی‌طاقتم، و جانم از آن اندوه که نصیب من گردیده، آکنده است؛ و این در حالی است که تنها تو می‌توانی آن اندوه را از میان برداری و آنچه را بدان گرفتار آمده‌ام دور کنی. پس با من چنین کن، اگر چه شایسته‌ی آن نباشم، ای صاحب عرش بزرگ.

(+)

  • انتظار

تربت و پای خسته؛ دلی شکسته . . . !

پنجشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۳، ۰۸:۲۸ ب.ظ

  • انتظار

دانلود بسته محتوایی پیاده روی اربعین . . . !

يكشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۳، ۰۶:۵۷ ب.ظ
  • انتظار

همسرت چگونه است . . . ؟!

يكشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ۱۱:۴۹ ق.ظ

همسرت که حسینی باشد

تو را عاشورایی می کند . . . 

.

.

امروز

زهیر کربلایی شد

کاروان به وادی زرود رسید . . .

(+)

  • انتظار

دنیای بی اعتبار . . . !

چهارشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۵۹ ق.ظ

حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام از قول جد بزرگوارشان حسین بن علی علیه السلام نقل می‌فرمایند:
در زیر دیوار شهری از شهرها لوحی پیدا شد که در آن چنین نوشته بود:


تعجب می کنم از کسی که یقین به مرگ دارد، چگونه شادمانی می‌کند؟
در شگفتم از کسی که  سرنوشت را قبول دارد، چگونه اندوهگین می‌شود؟ (که مثلا چرا چنین و چنان نشد)
و عجب دارم از کسی که دنیا را آزمایش کرده، باز چگونه به آن اطمینان پیدا می‌کند!

متن حدیث:

وجد لوح تحت حائط مدینة من المدائن، فیه مکتوب: انا الله لا اله الا انا و محمد نبیی، و عجبت لمن ایقن بالموت کیف یفرح؟ و عجبت لمن ایقن بالقدر کیف یحزن؟ و عجبت لمن اختبر الدنیا کیف یطمئن الیها؟ «عیون اخبارالرضا(ع)،جلد2، صفحه 28»

  • انتظار

افتاده در این راه . . . !

دوشنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۳۷ ق.ظ
 افتاده در این راه، سپرهای زیادی    
    یعنی ره عشق است و خطرهای زیادی
    
    بیهوده به پرواز میندیش کبوتر!    
    بیرون قفس ریخته پرهای زیادی
    
    این کوه که هر گوشه آن پارۀ لعلی است    
    خورده است بدان خون جگرهای زیادی
    
    درد است که پرپر شده باشند در این باغ    
    بر شانۀ تو شانه به سرهای زیادی
    
    از یک سفر دور و دراز آمده انگار    
    این قاصدک آورده خبرهای زیادی
    
    راهی است پر از شور، که می بینم از این دور    
    نی های فراوانی و سرهای زیادی
    
    هم در به دری دارد و هم خانه خرابی    
    عشق است و مزینّ به هنرهای زیادی
    
    بیچاره دل من که در این برزخ تردید    
    خورده است به اما و اگرهای زیادی
    
    جز عشق بگو کیست که افروخته باشند    
    در آتش او خیمه و درهای زیادی...

سعید بیابانکی

  • انتظار

خادم ارباب کیست؟

سه شنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۲، ۰۱:۳۵ ب.ظ
  • انتظار

اشک بریز...!

شنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۲، ۰۷:۵۷ ب.ظ

اشک بریز

إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ

هروقت،
برای هرچیزی،
برای هر چیزی؛
دلت گرفت،
تنها شدی،
شکسته شدی،
بی پناه شدی؛

برای حسین، اشک بریز...

+

  • انتظار

پای پیاده...!

يكشنبه, ۸ دی ۱۳۹۲، ۰۷:۲۵ ب.ظ

به دل زخم بلا، پای پیاده

اسیر و مبتلا، پای پیاده

خدا قسمت کند یک اربعین باز

نجف تا کربلا، پای پیاده

  • انتظار

کاروان رفت و ما بجــــــا ماندیم...

سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۲، ۰۶:۵۰ ب.ظ

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

دریافت حجم: 4.87 مگابایت

  • انتظار

آرزوی "تو" را دارم...!

سه شنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۲، ۰۶:۱۰ ب.ظ

بـِسـمِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـد یقیــن

خیلی ساده؛ بنده عازم کربلا هستم... !

فردا ظهر؛ مورخ 27 آذر 92 !

منتظر دعای خیر همه ی دوستان برای شهادت، این آروزی دیرینه هستیم... .

و به همراه خود، قلبی پر ز عشق همراه خواهم داشت...!

حلال کنید... .

  • انتظار

من روضه ام را خواندم

دوشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۲، ۰۲:۰۸ ب.ظ

روز عاشورا، مادرم گفت: «برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی». گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت.

رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلوی «عصر عاشورا» را شروع کردم. قلم را که برداشتم همین تابلو شد که الان هست، بدون هیچ تغییری.

مادرم که برگشت، به او گفتم: «من روضه ام را خواندم».

او می گوید الان که بعد از ۳۰ سال به این تابلو نگاه می‌کنم، می‌بینم اگر می‌خواستم این کار را امروز بکشم، باز هم همین تابلو به وجود می‌آمد، بدون هیچ تغییری. یک چیزی دارد این تابلو که خود من هم گریه‌ام می‌گیرد.

فرشچیان

  • انتظار

دستم نیست...

يكشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۲، ۰۶:۱۶ ب.ظ

بی آنکه دستم باشد
از دستم رفت...

ح س ی ن(ع)

  • انتظار

تو خیلی جدی بگیر!

يكشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۲، ۰۲:۱۴ ب.ظ

اتاق یزید در زمان حکومت معاویه:

رفیق (پیرمردی 60 ساله): به خدای کعبه قسم که ...

یزید: کدامیک؟

رفیق: چی کدامیک؟

یزید: خدایان کعبه! کدامیک؟ من برای همه شان کم و بیش احترام قائلم؛ ولی دوست دارم بدانم که برای قسم خوردن، کدامیک به ذائقه شما خوش خوراک تر است؟

رفیق: (نگران به اطراف نگاه می کند) در کدامیک از عوالم خیال سیر می کنید؟ پایه های حکومت شما بر دوش مردمی است که به خدای واحد و احد ایمان دارند. اگر سر از معتقدات شما دربیاورند، خدای نخواسته، سر به عصیان و طغیان برمی دارند.

یزید: جدی نیست عموجان! تو هم جدی نگیر.

رفیق: یعنی چه؟!

یزید: مردمی که نماز جمعه شان را بتوان چهارشنبه خواند، بی آنکه هیچ گرد اعتراضی از گورشان برخیزد، مطمئن باش که کلماتی مثل طغیان و عصیان در قرآنشان نیست.

رفیق: ولی در میان همین مردم، کسانی هم هستند که چه از حیث درک و معرفت و چه غیرت و حمیّت، با چند قبیله برابری می کنند.

 

سید مهدی شجاعی

  • انتظار

کوفی جماعت!

يكشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۲، ۰۱:۱۰ ب.ظ

12000 نفر در کربلا بودند که

برای ح س ی ن(ع)

گریه میکردند!

 

همین...

  • انتظار

دسته وفاداری

شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۲، ۰۲:۱۴ ب.ظ

ح س ی ن(ع)
دسته

"عزاداری" نمی خواهد

دسته

"وفاداری" می خواهد

  • انتظار