سراج

إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

سراج

إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

_______________________________
منم و
این صنم و
عاشقی و
باقی عمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر . . .
_______________________________

نوا
تبلیغات
واجب فراموش شده...!
خدای متعال در زبان این تأثیر را قرار داده است، در امر و نهی این اثر را قرار داده است، ما چرا این حکم الهی را درک نمی کنیم و حاضر نیستیم از این ابزار الهی استفاده کنیم؟ عمل کنید تا ببینید می شود یا نمی شود. حرف بزنید، بگویید، یک کلمه، بیشتر هم نمی خواهد. لازم نیست سخنرانی بکنید، کسی را که می بینید خلافی مرتکب می شود، دروغی را، غیبتی را، تهمتی را، کینه ورزی نسبت به برادر مؤمن را، بی اعتنایی به محرمات دین را، بی اعتنایی به مقررات را، اهانت به پذیرفت های ایمانی مردم را، پوشش نامناسب را، هر کدام از این کارها را کسی انجام داد، یک کلمه، لازم نیست با خشم باشد، یک کلمه آسان بگویید: این کار شما خلاف است، نکنید. شما بگویید، دیگری بگوید گناه در جامعه خشک می شود، تأثیر امر و نهی زبانی -اگر انجام گیرد- از تأثیر مشت پولادین حکومت ها بیشتر است..

پیام های کوتاه
پیوندها

آیا با حجاب اجباری موافقید؟

چهارشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۴۶ ق.ظ

با کمی دقت مشخص می‌شود که دستور منع حجاب، دستوری است که مستقیما با یکی از دستورات کلیدی اسلام مغایر و در تضاد است اما رعایت حجاب در تضاد با هیچ یک از دستورات دینی مسیحیان و یهودیان و زردشتیان و… نیست! عبارت دیگرش می‌شود این که داشتن پوشش در هیچ دینی منع نشده


برای پاسخ به این سوال ابتدا باید محدوده سوال روشن شود که حجاب اجباری یعنی چه؟ و منظور اجبار در کجا است؟

یک وقت حجاب بعنوان یک امر عقلائی یا یک امر ایمانی و دینی مطرح است؛ یعنی من می خواهم به طرف مقابلم مسئله حجاب را یا بعنوان یک فکر و اندیشه جدید و برتر معرفی کنم که او هم آنرا بپذیرد، یا بعنوان امری ایمانی و الهی ابلاغ کنم که به آن ایمان بیاورد؛ بدیهی است که ابزار اجبار در این دو محدوده اساسا بی معنا است؛ نه اجبار در اندیشه و فکر؛ و نه اجبار در ایمان و باور، هیچکدام معنا ندارد و امکان پذیر نیست تا بگوئیم شما با آن مخالفید یا موافق؟!

و یک وقت حجاب بعنوان یک قانون اجتماعی در نظر گرفته می شود؛ یعنی اینکه جدای از بحث اندیشه و ایمان، وارد جامعه ای می شویم که تحت قوانین خاصی اداره می شود و فرض ما بر این است که رعایت حجاب بعنوان یکی از قوانین اجتماعی در این جامعه تعریف شده و به تصویب رسیده است؛ در اینجا نیز سوال از اینکه آیا با حجاب اجباری موافقید یا مخالف سوال صحیحی نیست. زیرا اجبار در اینجا به معنای پایبندی و اصرار بر اجرای قانون است و مخالفت با اجرای قانون، نظری نیست که در میان افراد عاقل و فهمیده طرفدار داشته باشد.

قوانین، هنجارهایی هستند که توسط حکومتها به عنوان اصولی که شهروندان می بایست از آنها پیروی کنند تعریف و ارائه می شود. و هر شیوه رفتاری که قانون را نقض کند جرم محسوب می شود و حکومت علیه کسانی که از قوانین پیروی نمی کنند از ضمانت های اجرایی رسمی استفاده می کند.

مثال عرفی آن که مورد قبول و فهم همگان باشد را در قوانین راهنمائی و رانندگی می توان مشاهده کرد؛ مثلا در ایران قانون اینگونه وضع شده که اتومبیل ها از سمت راست حرکت می کنند؛ به هر دلیلی – خواه درست یا غلط – قانونگذار این سیستم را وضع کرده و به مرحله اجرا گذاشته است و پلیس راهنمائی و رانندگی ضامن اجرای آن بوده و با متخلفین برخورد می کند. اکنون تصور کنید گروهی بیایند و بگویند ما در انگلستان دیده ایم که اتومبیل ها از سمت چپ حرکت می کنند، چرا ما را اجبار می کنید ؟ اگرنتیجه این بشود که باید هرکس آزاد باشد هر که خواست از راست حرکت کند و هر که خواست از چپ ! هرگز به نتیجه مطلوبی دست نمیابیم . تا زمانی که قانون این کشور حرکت از سمت راست است، اجبار در اجرای آن درست است و موافقت یا مخالفت گروه های اجتماعی نمی تواند در آن نقشی داشته باشد.

مبنای وضع قوانین

در هر جامعه سالم و متمدنی مجموعه قوانینی حاکم می شود که به تناسب باور ها و عقائد افراد یا نخبگان آن جامعه، خاستگاه وضع آن قوانین متفاوت است؛ مثلا در یک جامعه قوانین کشور بر پایه نظام و اندیشه لیبرالی بنا می شود و در جامعه دیگر بر پایه نظام و اندیشه سوسیالیستی. خاستگاه این نظام ها هر چه باشد و بر هر اندیشه ای استوار باشد – خواه درست یا غلط – وقتی به مرحله قوانین حکومتی آن جامعه رسیدیم، بحث الزام و اجبار در اجرای قانون، امری بدیهی و معقول است. حال اگر خاستگاه قوانین جامعه ای، نظام و اندیشه اسلامی باشد و بر این اساس قوانین آن کشور تنظیم و تصویب شود، از لحاظ ضمانت اجرا، و الزام و اجبار در اجرای آن، با سایر قوانین تفاوتی ندارد، و اِعمال ابزار اجبار در اجرای این قوانین نیز امری بدیهی و معقول خواهد بود.

اگر بحث حجاب را در این مرحله نگاه کنیم که بعنوان یک قانون در حکومت اسلامی تصویب و ابلاغ شده است، اجبار در اجرای آن امری معقول بلکه لازم است. اینجا بحث اندیشه و ایمان نیست. اما باید مبانی و علت حجاب توسط خانواده ها، مدارس و رسانه ها به خوبی تبیین شود.  اگر کسی پرسید که آیا حجاب صحیح است یا خیر باید برای آن موضوع حجاب را روشن کرد . شما می توانید در سایت تبیان مطالب مناسبی پیرامون علت و چرایی حجاب مطالعه فرمائید.

برخی این روزها می گویند اجبار حجاب در ایران و به صورت یک قانون مانند اجبار بی حجابی در برخی کشور هاست. بهتر است سه نمای زیر را مطالعه کنید و خودتان قضاوت کنید که آیا واقعا چنین است.

نمای یکم: آمار ادیان

با نگاهی کوتاه به جمعیت کشورهای مختلف و درصد گستردگی ادیان می‌شود اولین تفاوت را دید. بنا به آمار، مردم جمهوری اسلامی ایران بیش از ۹۸ درصد –یعنی اکثریت قریب به اتفاق- مسلمان هستند و حدود دو درصد دیگر مسیحی و یهودی و… به نظر می‌رسد انشای قانون بر اساس دستورات دینی که تقریبا همه‌ی مردم، پیرو آن دین هستند امری طبیعی و مقبول است. اما در کشورهای دیگری که منع حجاب کرده‌اند درصد اقلیت مذهبی متفاوت است. مثلا فرانسه بیش از ۷ درصد مسلمان دارد و عجیب‌تر این که ترکیه بیش از ۹۰ درصد مسلمان را در خود جای داده است!

ماجرای ترکیه و کشف حجاب “آتا ترکی”اش هم همان حکایت کشف حجاب رضا خانی ایران است که در ایران ِ مسلمان شکست خورد اما در ترکیه‌ی مسلمان موفق شد!(مدتی است ترکیه قانون منع حجاب را برداشته اما هنوز مذهب این کشور لائیک است!)

داشتن پوشش در هیچ دینی منع نشده. اقلیت ایرانی بابت قانون حجاب، لازم نیست تا دستوری از دستورات دینشان را ترک کنند اما در مقابل، مسلمانان کشوری که حجاب را ممنوع کرده، بابت قانونی که در هیچ دینی -ولو ساختگی و تحریف شده- وارد نشده، مجبور به ترک یکی از ملزومات دین شان می‌شوند!

نمای دوم: مغایرت با دین

با کمی دقت مشخص می‌شود که دستور منع حجاب، دستوری است که مستقیما با یکی از دستورات کلیدی اسلام مغایر و در تضاد است اما رعایت حجاب در تضاد با هیچ یک از دستورات دینی مسیحیان و یهودیان و زردشتیان و… نیست! عبارت دیگرش می‌شود این که داشتن پوشش در هیچ دینی منع نشده. اقلیت ایرانی بابت قانون حجاب، لازم نیست تا دستوری از دستورات دینشان را ترک کنند اما در مقابل، مسلمانان کشوری که حجاب را ممنوع کرده، بابت قانونی که در هیچ دینی -ولو ساختگی و تحریف شده- وارد نشده، مجبور به ترک یکی از ملزومات دینشان می‌شوند! بی شک این اقدام در مغایرت روشنی با آزادی ادیان است. صورت مثالی این قانون این است که در کشوری مثل ایران رفتن مسیحیان به کلیسا یا انجام فرایض دینی‌شان منع شود که چنین نیست!

نمای سوم: جنبه‌ی بشری

اگر از جنبه‌ی الهی دستورات و بحث دینی فاصله بگیریم و تنها به وجهِ بَشَری قوانین و دستورات برگردیم می‌توانیم تفاوت دیگری را نیز ببینیم. نداشتن حجاب موجب آسیب‌های مختلفی در جامعه و در رابطه با افراد می‌شود. البته در مورد مقدار و چگونگی آن اختلاف زیاد است اما در اصلش نه. در مقابل، داشتن حجاب منافعی انکار ناپذیر برای محجوب و جامعه‌ی محجوبین دارد. با بررسی افرادی که به واسطه‌ی حجاب به «دین حجاب» روی آورده‌اند و حتی کسانی که بدون تغییر دینشان از دستور خاصِ حجاب به جهت ایجاد مصونیت اجتماعی پیروی می‌کنند گواه بر این مدعاست!(در همین مدت اخیر چند خواننده‌ی زن از روسیه و لبنان و… پوشش حجاب را برای ایجاد راحتی و مصونیت برگزیدند!)

قانونی که مصالحی بشری را در بر داشته باشد، در جامعه‌ی غیر دینی و بر اساس اصولِ اُمانیستی(بشر محورانه) و ماتریالیستی(مادی گرایانه) –نیز- پذیرفته است. شاهد بر این مدعا قوانین دانشگاه آکسفورد و مجامع علمی دیگر در کشورهای غیر اسلامی در مورد منع استفاده از لباس‌های باز و محرک است که در واقع مدلی است از همان قانون حجابِ خودمان؛ البته با حد و حدودی دیگر که این هم ناشی از همان اختلافی است که بین فرهنگ‌های مختلف دنیا در مورد “کم” و “کیف” پوششِ مفید است. در کشور ما حد لازم حجاب، حداقلِ پوششی است که دین خواسته اما چون چنین معیاری پیش روی آکسفورد و غیر از آن نیست، حد آن را با توجه به سنجش و علم خود تعیین می‌کنند.

منابع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی – مجله ی الکترونیکی چارقد

  • انتظار

اللهمـــ ارزقــنا توفیقـــ الشهادة فی سبیلکـــ

اللهم اجعل عواقب امورنا خيراً  (۲)

نویسنده بزرگوار با همه تلاشی که برای آوردن یک نوشته ی منطقی نموده است اما یک مغالطعه را یدک می کشد قانون یک قراداد اجتماعی است که برای نظم در اجتماع از طرف مردم مورد پذیرش است اجبار به حجاب چنین پذیرشی را نمی تواند داشته باشد زیرا صرف برهنه بودن موی سر نمی تواند مخل نظم باشد مگر اینکه برهنگی به حد زننده برسد دیگر این که مبنای شرعی برای اجبار به حجاب وجود ندارد و با سنت نبوی سازگار نیست مرور تمام نوشته هایی که در باب دفاع از اجبار به حجاب در رسانه ها آمده و به اضافه ی مرور متون دینی مثل سیره های نبوی و کتب تاریخی هیچ نمونه ای بدست نمی دهد که در سده ی نخست اسلام مثلا با فلان بانو به دلیل نداشتن حجاب برخورد شده است در مقابل نمونه های فراوان از بی حجابی حتی برهنگی بیشتر از سر و گردن قابل ذکر است که مردمان آن روزگار نسبت به آن پذیرش داشتند لذا باور به حجاب اجباری به نظر من بد فهمی از دین است یک افراط و تند روی است که ما به خاطر علاقه به دین انجام می دهیم غافل از اینکه یک رکن اصلی فقاهت یعنی سنت نبوی را گذاشتیم زیر پایمان و لگد کوب می کنیم
پاسخ:
اجبار به حجاب در مرحله اول چون حکومت ما برگفته از حکومت اسلامی پیامبر خدا است با مبنای شرعی تبدیل به قانون شده و قرارداد شرعی آن هم به دستور خداوند متعال است و تمرد از قانون در هر سطحی بی نظمی و طبق فرمایش امام خمینی حرام است
نگارنده مطلب نیز به دلیل رواج بی بنداری موجود دست به نگارش این مطلب زده است نه چند تار مو که برداشت کرده اید و البته شاید هم شیطنت!

اجبار به حجاب زمانی که پیامبر در اقلیت بودند وجود نداشت "ولی" زمانی که حکومت برپا کردند و آیه حجاب نازل گردید توسط پیامبر خدا واجب اعلام شده و مردم باید حجاب می کردند.
همانطور که ذکر شد وجوب حجاب نص صریح قرآن است... و این در حالی است که شما به کتب تاریخی رجوع کرده اید که محلی از اعراب ندارد و معلوم نیست که کدام نویسنده در کدام کتب دینی این آیات و دستورات را ندیده و به چاپ رسانده!

در کل قصد این را داشتید که با مغالطه خواندن مطلب، مغالطه خود را به اثبات برسانید که امری شایسته انسانیت نیست!

موفق باشید
  • سیدامیر علوی
  • سلام؛
    تردیدی وجود در سیاست گذار فرهنگی که نمی تونه بین "بایستگی شرعی" و "شایستگی اخلاقی" تفاوت قائل بشه؛ 
    چادر ملی محصول این تردیده.
    پاسخ:
    سلام حاجی

    این چیزا رو از تو کدوم کتاب ها خوندی یاد گرفتی؟
    به ما هم بده بخونیم :-D

    بسته به جامعه هدف داره؛ چادر ملی در جای خودش خوبه و تکفیر نباید بشه
    کسی که چادری نبود و حالا چادر ملی سر می کنه احتمال حرکت به سمت چادر متعارف که وقار بیشتری هم داره بیشتره؛ چون حس چادر به سر کردن و مسئله "امنیت" در زیر چادر ملی رو تا حدودی زیادی تجربه می کنه(این رو از گفتار خوده خانم ها دارم میگم. کلی در بینشون تحقیق کردم :-D)...
    ولی خب کسی که از قبل چادر رسمی رو میذاشته و به دلیل سست شدن اعتقاداتش یا هر دلیل دیگری رفته به سمت چادر ملی هم یک نذوله اما نذول خوب(به معنای خوب از منظر دینی نیست)!
    قطعا اولی خوبه
    و قطعا دومی بد نیست! چون میتونست چادر ملی نباشه و طرف یه پله بیشتر سقوط کنه!
    خلاصه کلام میشه مطلب قبل من که گفتم عدم درک جامعه و مردم داره آسیب میزنه و متاسفانه اولین ارگان مسئول یعنی حوزه در این مسئله توسعه یافته عمل می کنه! البته فشل بودن حوزه در همه عرصه ها جای خود داره!

    به قول دوستان به نقل از شهید مطهری: "روحانیت نباید وارد کار اجرایی بشه" که متاسفانه شد و هیچ گونه تفکر مدیریتی هم نداره و کلی هم ادعّا داره؟! رهبر انقلاب بیش از 30 سال کار فکری انجام دادند و سپس وارد مدیریت شدند؛ اما روحانیون تازه به دوران رسیده که 2 3 سطح خوندن به دلیل احساس تکلیف(!) درجا می خوان برن تمام مشکلات مملکت رو حل کنن! تو بهترین حالتش اونم با آبگوشت و ذبح گوسفند!

    چاکرات....
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی