سراج

إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

سراج

إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

_______________________________
منم و
این صنم و
عاشقی و
باقی عمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر . . .
_______________________________

نوا
تبلیغات
واجب فراموش شده...!
خدای متعال در زبان این تأثیر را قرار داده است، در امر و نهی این اثر را قرار داده است، ما چرا این حکم الهی را درک نمی کنیم و حاضر نیستیم از این ابزار الهی استفاده کنیم؟ عمل کنید تا ببینید می شود یا نمی شود. حرف بزنید، بگویید، یک کلمه، بیشتر هم نمی خواهد. لازم نیست سخنرانی بکنید، کسی را که می بینید خلافی مرتکب می شود، دروغی را، غیبتی را، تهمتی را، کینه ورزی نسبت به برادر مؤمن را، بی اعتنایی به محرمات دین را، بی اعتنایی به مقررات را، اهانت به پذیرفت های ایمانی مردم را، پوشش نامناسب را، هر کدام از این کارها را کسی انجام داد، یک کلمه، لازم نیست با خشم باشد، یک کلمه آسان بگویید: این کار شما خلاف است، نکنید. شما بگویید، دیگری بگوید گناه در جامعه خشک می شود، تأثیر امر و نهی زبانی -اگر انجام گیرد- از تأثیر مشت پولادین حکومت ها بیشتر است..

پیام های کوتاه
پیوندها

خطبه 160 - نهج البلاغه

امام علی علیه السلام

دریافت
حجم: 3.13 مگابایت


خدا شناسى و  راه و رسم زندگى پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم
فهرست مطالب

  • 1- خدا شناسى 
  • 2 - راه هاى خدا شناسى 
  • 3 - وصف امیدوارى به خدا 
  • 4 - سیرى در زندگانى پیامبران علیه السّلام (براى انتخاب الگوهاى ساده زیستى) 
  • 5 - راه و رسم زندگى پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم 


(در شهر کوفه در سال 37 هجرى به هنگام حرکت دادن مردم بسوى صفین و جنگ با شامیان ایراد کرد) 
1- خدا شناسى 
فرمان خدا قضاى حتمى و حکمت، و خشنودى او مایه امنیّت و رحمت است، از روى علم، حکم مى ‏کند و با حلم و بردبارى مى‏ بخشاید. خدایا سپاس تو راست بر آنچه مى ‏گیرى، و عطا مى‏ فرمایى، و شفا مى ‏دهى یا مبتلا مى‏ سازى، سپاسى که تو را رضایت بخش‏ترین، محبوب‏ترین، و ممتازترین باشد، سپاسى که آفریدگانت را سرشار سازد، و تا آنجا که تو بخواهى تداوم یابد، سپاسى که از تو پوشیده نباشد، و از رسیدن به پیشگاهت باز نماند، سپاسى که شمارش آن پایان نپذیرد، و تداوم آن از بین نرود. خدایا حقیقت بزرگى تو را نمى‏ دانیم، جز آن که مى‏ دانیم که تو زنده‏ اى و احتیاج به غیر ندارى، خواب سنگین یا سبک تو را نمى ‏رباید، هیچ اندیشه‏ اى به تو نرسد و هیچ دیده ‏اى تو را ننگرد، اما دیده‏ها را تو مى نگرى، و اعمال انسانها را شماره فرمایى، و قدم‏ها و موى پیشانى ‏ها (زمام امور همه) به دست تو است، خدایا آنچه را که از آفرینش تو مى ‏نگریم، و از قدرت تو به شگفت مى ‏آییم و بدان بزرگى قدرت تو را مى ‏ستاییم، بسى ناچیزتر است در برابر آنچه که از ما پنهان، و چشم‏ه اى ما از دیدن آنها ناتوان، و عقل هاى ما از درک آنها عاجز است،
و پرده‏ هاى غیب میان ما و آنها گسترده مى‏ باشد.

2 - راه هاى خدا شناسى

پس آن کس که دل را از همه چیز تهى سازد، و فکرش را به کار گیرد تا بداند که: چگونه عرش قدرت خود را برقرار ساخت ه‏اى و پدیده را چگونه آفریده ‏اى و چگونه آسمان‏ ها و کرات فضایى را در هوا آویخته‏ اى و زمین را چگونه بر روى امواج آب گسترده ‏اى نگاهش حسرت زده، و عقلش مات و سرگردان، و شنواییش آشفته، و اندیشه‏ اش حیران مى‏ ماند.

3 - وصف امیدوارى به خدا

به گمان خود ادّعا دارد که به خدا امیدوار است به خداى بزرگ سوگند که دروغ مى ‏گوید، چه مى‏ شود او را که امیدوارى در کردارش پیدا نیست پس هر کس به خدا امیدوار باشد باید، امید او در کردارش آشکار شود، هر امیدوارى جز امید به خداى تعالى ناخالص است، و هر ترسى جز ترس از خدا نادرست است. گروهى در کارهاى بزرگ به خدا امید بسته و در کارهاى کوچک به بندگان خدا روى مى‏ آورند، پس حق بنده را ادا مى ‏کنند و حق خدا را بر زمین مى ‏گذارند، چرا در حق خداى متعال کوتاهى مى‏ شود و کمتر از حق بندگان رعایت مى‏ گردد آیا مى‏ ترسى در امیدى که به خدا دارى دروغگو باشى یا او را در خور امید بستن نمى ‏پندارى امیدوار دروغین اگر از بنده خدا ترسناک باشد، حق او را چنان رعایت کند که حق پروردگار خود را آنگونه رعایت نمى ‏کند، پس ترس خود را از بندگان آماده، و ترس از خداوند را وعده‏ اى انجام نشدنى مى‏ شمارد، و اینگونه است کسى که دنیا در دیده‏ اش بزرگ جلوه کند، و ارزش و اعتبار دنیا در دلش فراوان گردد، که دنیا را بر خدا مقدّم شمارد، و جز دنیا به چیز دیگرى نپردازد و بنده دنیا گردد.

4 - سیرى در زندگانى پیامبران علیه السّلام (براى انتخاب الگوهاى ساده زیستى)

براى تو کافى است که راه و رسم زندگى پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را اطاعت نمایى، تا راهنمایى خوبى براى تو در شناخت بدى ‏ها و عیب‏ هاى دنیا و رسوایى ‏ها و زشتى‏ هاى آن باشد، چه اینکه دنیا از هر سو بر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم باز داشته و براى غیر او گسترانده شد، از پستان دنیا شیر نخورد، و از زیوره اى آن فاصله گرفت. اگر مى ‏خواهى دومى را، موسى علیه السّلام و زندگى او را تعریف کنم، آنجا که مى‏ گوید: «پروردگارا هر چه به من از نیکى عطا کنى نیازمندم» به خدا سوگند، موسى علیه السّلام جز قرص نانى که گرسنگى را بر طرف سازد چیز دیگرى نخواست، زیرا موسى علیه السّلام از سبزیجات زمین مى‏ خورد، تا آنجا که بر اثر لاغرى و آب شدن گوشت بدن، سبزى گیاه از پشت پرده‏ى شکم او آشکار بود.

و اگر مى‏ خواهى: سومى را، حضرت داوود علیه السّلام‏ صاحب نى‏ هاى نوازنده، و خواننده بهشتیان را الگوى خویش سازى، که با هنر دستان خود از لیف خرما زنبیل می بافت، و از همنشینان خود مى‏ پرسید چه کسى از شما این زنبیل را مى‏ فروشد و با بهاى آن به خوردن نان جوى قناعت مى‏ کرد. و اگر خواهى از عیسى بن مریم علیه السّلام بگویم، که سنگ را بالش خود قرار مى‏ داد، لباس پشمى خشن به تن مى ‏کرد، و نان خشک مى ‏خورد، نانِ خورش او گرسنگى، و چراغش در شب ماه، و پناهگاه زمستان او شرق و غرب زمین بود، میوه و گل او سبزیجاتى بود که زمین براى چهارپایان مى ‏رویاند، زنى نداشت که او را فریفته خود سازد، فرزندى نداشت تا او را غمگین سازد، مالى نداشت تا او را سرگرم کند، و طمعى نداشت تا او را خوار و ذلیل نماید، مرکب سوارى او دو پایش، و خدمتگزار وى، دستهایش بود.

5 - راه و رسم زندگى پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم

پس به پیامبر پاکیزه و پاکت اقتدا کن، که راه و رسم او الگویى است براى الگو طلبان، و مایه فخر و بزرگى است براى کسى که خواهان بزرگوارى باشد، و محبوب‏ترین بنده نزد خدا کسى است که از پیامبرش پیروى کند، و گام بر جایگاه قدم او نهد. پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند، و به دنیا با گوشه چشم نگریست، دو پهلویش از تمام مردم فرو رفته‏ تر، و شکمش از همه خالى ‏تر بود، دنیا را به او نشان دادند اما نپذیرفت، و چون دانست خدا چیزى را دشمن مى‏ دارد آن را دشمن داشت، و چیزى را که خدا خوار شمرده، آن را خوار انگاشت، و چیزى را که خدا کوچک شمرده کوچک و ناچیز مى ‏دانست. اگر در ما نباشد جز آن که آنچه را خدا و پیامبرش دشمن مى ‏دارند، دوست بداریم، یا آنچه را خدا و پیامبرش کوچک شمارند، بزرگ بداریم، براى نشان دادن دشمنى ما با خدا، و سر پیچى از فرمان‏هاى او کافى بود. و همانا پیامبر «که درود خدا بر او باد» بر روى زمین می نشست و غذا مى‏خورد، و چون برده، ساده می ‏نشست، و با دست خود کفش خود را وصله مى‏زد، و جامه خود را با دست خود مى‏ دوخت، و بر الاغ برهنه مى ‏نشست، و دیگرى را پشت سر خویش سوار مى‏ کرد. پرده‏اى بر در خانه او آویخته بود که نقش و تصویرها در آن بود، به یکى از همسرانش فرمود، این پرده را از برابر چشمان من دور کن که هر گاه نگاهم به آن می افتد به یاد دنیا و زینت‏هاى آن مى‏ افتم. پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم با دل از دنیا روى گرداند، و یادش را از جان خود ریشه کن کرد، و همواره دوست داشت تا جاذبه هاى دنیا از دیدگانش پنهان ماند، و از آن لباس زیبایى تهیّه نکند و آن را قرارگاه دائمى خود نداند، و امید ماندن در دنیا نداشته باشد، پس یاد دنیا را از جان خویش بیرون کرد، و دل از دنیا بر کند، و چشم از دنیا پوشاند، و چنین است کسى که چیزى را دشمن دارد، خوش ندارد به آن بنگرد، یا نام آن نزد او بر زبان آورده شود. در زندگانى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم براى تو نشانه‏هایى است که تو را به زشتى‏ ها و عیب‏ هاى دنیا راهنمایى کند، زیرا پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم با نزدیکان خود گرسنه به سر مى‏ برد، و با آن که مقام و منزلت بزرگى داشت، زینت هاى دنیا از دیده او دور ماند. پس تفکّر کننده ‏اى باید با عقل خویش به درستى اندیشه کند که: آیا خدا محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را به داشتن این صفتها اکرام فرمود یا او را خوار کرد اگر بگوید: خوار کرد، دروغ گفته و بهتانى بزرگ زده است، و اگر بگوید: او را اکرام کرد، پس بداند، خدا کسى را خوار شمرد که دنیا را براى او گستراند و از نزدیک‏ترین مردم به خودش دور نگهداشت. پس پیروى کننده باید از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم پیروى کند، و به دنبال او راه رود، و قدم بر جاى قدم او بگذارد، و گر نه از هلاکت ایمن نمى‏ باشد، که همانا خداوند، محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را نشانه قیامت، و مژده دهنده بهشت، و ترساننده از کیفر جهنم قرار داد، او با شکمى گرسنه از دنیا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد، و کاخ‏هاى مجلّل نساخت (سنگى بر سنگى نگذاشت) تا جهان را ترک گفت،  و دعوت پروردگارش را پذیرفت. و چه بزرگ است منّتى که خدا با بعثت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بر ما نهاده، و چنین نعمت بزرگى به ما عطا فرموده، رهبر پیشتازى که باید او را پیروى کنیم و پیشوایى که باید راه او را تداوم بخشیم. به خدا سوگند آنقدر این پیراهن پشمین را وصله زدم که از پینه کننده آن شرمسارم. یکى به من گفت: «آیا آن را دور نمی ‏افکنى» گفتم: از من دور شو، صبحگاهان رهروان شب ستایش می شوند.

اللهمـــ ارزقــنا توفیقـــ الشهادة فی سبیلکـــ

اللهم اجعل عواقب امورنا خيراً  (۲)

  • کــربــ بلایی محـب
  • سلامــــــ
    خداقوتـــــ
    عزاداریتان قبول
    بهــ روزم با :
    " هرشب اسیرم میکنی پای بساطت
    داری تو پیرم میکنی پای بساطت  "
    التماس دعا
    یازهراکربـــــ بلا ان شاءالله
    پاسخ:
    علیکم السلام
    گروهى در کارهاى بزرگ به خدا امید بسته و در کارهاى کوچک به بندگان خدا روى مى‏ آورند. پس حق بنده را ادا مى ‏کنند و حق خدا را بر زمین مى ‏گذارند. چرا در حق خداى متعال کوتاهى مى‏ شود و کمتر از حق بندگان رعایت مى‏ گردد?!

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی