سراج

إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

سراج

إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

_______________________________
منم و
این صنم و
عاشقی و
باقی عمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر . . .
_______________________________

نوا
تبلیغات
واجب فراموش شده...!
خدای متعال در زبان این تأثیر را قرار داده است، در امر و نهی این اثر را قرار داده است، ما چرا این حکم الهی را درک نمی کنیم و حاضر نیستیم از این ابزار الهی استفاده کنیم؟ عمل کنید تا ببینید می شود یا نمی شود. حرف بزنید، بگویید، یک کلمه، بیشتر هم نمی خواهد. لازم نیست سخنرانی بکنید، کسی را که می بینید خلافی مرتکب می شود، دروغی را، غیبتی را، تهمتی را، کینه ورزی نسبت به برادر مؤمن را، بی اعتنایی به محرمات دین را، بی اعتنایی به مقررات را، اهانت به پذیرفت های ایمانی مردم را، پوشش نامناسب را، هر کدام از این کارها را کسی انجام داد، یک کلمه، لازم نیست با خشم باشد، یک کلمه آسان بگویید: این کار شما خلاف است، نکنید. شما بگویید، دیگری بگوید گناه در جامعه خشک می شود، تأثیر امر و نهی زبانی -اگر انجام گیرد- از تأثیر مشت پولادین حکومت ها بیشتر است..

پیام های کوتاه
پیوندها

چگونه زیستن آغاز کنم بی تو . . . !؟

يكشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۲، ۰۹:۵۴ ق.ظ

گفتند:این جا زمین است، بگذار زمان بگذرد، سبزی بهار می رسد و گرمای تابستانش، از یاد می برد! یا نسیمِ خزانش که بوزد، در انجماد زمستان، به یقین فراموش خواهد شد!

نور تابید و سرما رخت بربست، فصلی ورق خورد و فصلی دگر بر جایش نشست، باران بارید، تو باز نگشتی...بر تنِ خاک زمین، برف نشست و سپید گشت،و ریشه ی خاطره ها؛ یخ بست!اما خبری از تو نرسید... خرامان چرخیدم و بر آسمان ها پریدم... گاه دویدم و گاهی؛ آهسته با گام های زمان، به تلخیِ دوباره ی اندوه رسیدم...

حالا اینجا همان زمین است و رسم آدم ها، هنوز هم فراموشی... اما زمان ِ دلـــــــِ من به وقت دلتنگی؛ همیشه ... صبح، عصر، شب... دوباره بامداد و صبح و...شامگاهِ دلتنگی ...

گویی همه ی هستیِ مرا، در انجمادی چون قندیل بسته اند، و به سقف آسمانِ غم ها آویخته اند! گلو بغض آلود و چشم هایم تَر، اما، هنوز تو در خاطری... بهانه ی من، دوباره بهار می رسد از راه، بگو چگونه زیستن آغاز کنم بی تو!؟ وقتی هرگز، در توانِ من، رسم، فراموشی نیست... راستی شاید؛ من آدم نیستم... وقتی فراموش نمی شوی...

منبع

  • انتظار

+ما

اللهمـــ ارزقــنا توفیقـــ الشهادة فی سبیلکـــ

اللهم اجعل عواقب امورنا خيراً  (۵)

  • محمدصادق برجیان
  • به انسان بودنت شک کن اگر مستضعفی دیدی
    ولی از نان امروزت به او چیزی نبخشیدی

    به انسان بودنت شک کن اگر چادر به سر داری
    ولی از زیر آن چادر به یک دیوانه خندیدی

    به انسان بودنت شک کن اگر قاری قرآنی
    ولی در درک آیاتش دچار شک و تردیدی

    به انسان بودنت شک کن اگر گفتی خدا ترسی
    ولی از ترس اموالت تمام شب نخوابیدی

    به انسان بودنت شک کن اگر هر ساله در حجی
    ولی از حال همنوعت سوالی هم نپرسیدی

    به انسان بودنت شک کن اگر مرگ مرا دیدی
    ولی قدر سری سوزن ز جای خود نجنبیدی
    .
    .
    .
    "مریم نیکوبخت"

    بی تو مدت هاست که خوش نمی گذرد
    فقط
    می گذزد..
    پاسخ:
    اوهوم . . .

     

    قال الرّضا علیه السلام :

    لا تَطلُبُوا الهُدی فی غَیرِالقُرآنِ فَتَضِلّوا.

    هدایت را جز از قرآن مجویید که گمراه خواهید شد .

                                                                             امالی صدوق /438

     

    پاسخ:
    عالی . . .
    زندگی بی تو معنایی ندارد ...
  • چشم به راه بهار ...
  • بهانه من بگو بهارت کی میرسد از راه...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی