سراج

إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

سراج

إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى

_______________________________
منم و
این صنم و
عاشقی و
باقی عمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر . . .
_______________________________

نوا
تبلیغات
واجب فراموش شده...!
خدای متعال در زبان این تأثیر را قرار داده است، در امر و نهی این اثر را قرار داده است، ما چرا این حکم الهی را درک نمی کنیم و حاضر نیستیم از این ابزار الهی استفاده کنیم؟ عمل کنید تا ببینید می شود یا نمی شود. حرف بزنید، بگویید، یک کلمه، بیشتر هم نمی خواهد. لازم نیست سخنرانی بکنید، کسی را که می بینید خلافی مرتکب می شود، دروغی را، غیبتی را، تهمتی را، کینه ورزی نسبت به برادر مؤمن را، بی اعتنایی به محرمات دین را، بی اعتنایی به مقررات را، اهانت به پذیرفت های ایمانی مردم را، پوشش نامناسب را، هر کدام از این کارها را کسی انجام داد، یک کلمه، لازم نیست با خشم باشد، یک کلمه آسان بگویید: این کار شما خلاف است، نکنید. شما بگویید، دیگری بگوید گناه در جامعه خشک می شود، تأثیر امر و نهی زبانی -اگر انجام گیرد- از تأثیر مشت پولادین حکومت ها بیشتر است..

پیام های کوتاه
پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حضرت مادر(س)» ثبت شده است

دامن مادر مبدأ خیرات و شَرور

چهارشنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۵، ۱۰:۳۵ ق.ظ

[بچه] آن چیزی که در بچگی از مادر می‌شنود یا می‌بیند، آن نقش می‌بندد در قلبش؛ و تا آخر همراهش هست! این یک مطلب بسیار بزرگى است که از مادرها بر مى‌آید و از کس دیگر نمى‌آید. (صحیفه امام،ج۹، ص۱۳۶)

کانال سراج 8

  • انتظار

دستی به سرم کشید...!

جمعه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۳، ۱۲:۲۹ ب.ظ

دیشب

مادر دستی به سرم کشید و مرا سبز کرد . . .!

  • انتظار

باید خون داد . . . !

چهارشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۳، ۰۲:۲۲ ق.ظ

بعد از سی و اندی سال در جمهوری اسلامی برای انجام یک فریضه واجب باید خون داد...!

چند تجربه ی دیگر باید در تاریخ تکرار شود تا دیگر برای حفظ اصول یا فروع دین نیاز به ریخته شدن خون، آن هم به این شکل نباشیم...؟!


امشب، شب شهادت مادر(س) صف طویلی از ماشین های منتظر برای پر کردن باک بنزینشان را دیدم؛

سفر ایرادی ندارد، اما کاش قدری در نشانه های(آیات) طبیعت بیشتر تفکر و تأمل می کردیم؛

مثلا کاش می شد فردا، حجاب را در طبیعت می دیدیم...!

یا مثلا غیرت را...!

حفظ حرمت، پیشکش...!

وَهُو الَّذی َمدّ الاَرضَ وَ جَعَل فیِها رَواسِیَ وَ انهراَ وَ مِن کُلّ الّثمرات جَعَل فِیها زَوجَین اثِنیْن یُغشِی الیَّل النَّهاَر اِنَّ فِی ذَلک لایتٌ ِلِقوم یتَفَکَّرون* رعد/3

اوست خدائی که زمین را گسترانید و در آن کوه‌ها و نهرها قرار داد و از هر میوه ای دو جفت در آن قرار داد. او روز را با شب می‌پوشاند، همانا در این امور برای کسانی که می‌اندیشند نشانه‌های است.


حیف، صد حیف که نویسنده ی خوبی نیستم.....

  • انتظار